همه ما نیاز داریم به خدا

همانطور که برخی از شما می دانید, من یک پدر هستم. پسرم, Q, است پنج ماه. و او تقریبا همیشه خوشحال, به جز زمانی که ما او را در فاحشه خانه خود را به حالت خواب. او بلافاصله ذهن خود را از دست می دهد. او به طور جدی فکر می کند ما او را در برابر تمام مشکلات در اطراف او رها به دفع کردن برای خود, مانند خستگی و نیاز به پوشک خود را تغییر.

اما یک روز او را کشف لذت مکیدن در دست خود. این یک چیز خود دارای اثر تسکین دهنده او نمیفهمد است. و هنگامی که دستش را در دهان خود را - و او واقعا از آن که shoves در آن وجود دارد - او را فراموش مورد تمام مشکلات خود را. این کار در واقع این واقعیت را تغییر نمی کند که ما او را تنها در اتاق خود را ترک, اما از طرف باعث می شود او در مورد آن را فراموش.

خوب, من می دانم که همه در اینجا به امروز مشکلات بزرگتر از خواب تنهایی در یک اتاق. ما مسائل مربوط به پول, مسائل ازدواج, مسائل مربوط به سلامت, و غیره. و شبیه به پسر من, ما گاهی اوقات راه هایی برای کنار آمدن با مشکلات ما نگاه. ما نمی خواهیم که احساس درد و رنج،. بنابراین ما به چیزهایی که ما را در مورد آن را فراموش کرده به نوبه خود. اما این است که بهترین راه برای مقابله با آن? حواس پرتی?

قطعا نه. ما لازم نیست روشهای مقابله, خدایان دروغین, و روش خود دارای اثر تسکین دهنده. ما لازم نیست که به نوبه خود وجود دارد. از آنجا که حتی در میان مشکلات ما می توانیم همه چیز را پیدا کنیم و به خدا نیاز.

حالا من می دانم که ما می شنویم مسیحیان می گویند در همه زمان ها که خدا به اندازه کافی است, که خدا همه ما نیاز است, اما آن را همیشه احساس واقعی. چه این واقعا یعنی? ما در جهان کاهش یافته زندگی می کنند, با چالش های بزرگ. پس چگونه خدا دیدار با تمام نیازهای ما? چه شکلی است, عملا, حتی زمانی که همه چیز خراب شد و دیگر ما?

زمینه

این نوع از مشکل و ناراحتی به خدا یا کلام او خارجی نیست. ما آن را در مزمور از هفته گذشته دیدم و ما دوباره آن را این هفته در مزمور بسیار بعدی را ببینید, فصل 142. دیوید این مزمور نوشت و همچنین. و آنچه ما می خواهیم در این نماز از دیوید یک مشکل است, درمانده, مرد از جان گذشته با گریه از برای کمک.

قبل از اینکه ما به خواندن متن هر چند, من می خواهم به برخی از زمینه. ما داستان زندگی دیوید ببینید در کتاب 1 ساموئل.

دیوید یکی از مردان شناخته شده ترین در تاریخ جهان است. او احتمالا معروف ترین شکست پاره پاره خود را از جالوت. او اساسا تنها برخی سنگ به او انداخت و او را در slayed. هنگامی که دیوید بود که, سائول هنوز هم پادشاه بود. اما مردم اسرائیل بسیار علاقه دیوید تبدیل شد. آنها حتی آهنگ خوانده در مورد چگونه شگفت انگیز بود, مقایسه او را به سائول. او تبدیل شد، محبوب تر از پادشاه, و پادشاه آن را دوست ندارم. بنابراین حتی اگر او تا به حال برکت پادشاه شائول را قبل از او جالوت کشته, سائول در حال حاضر در دیوید به عنوان دشمن خود نگاه. و او شروع به انجام همه چیز را او می تواند او را بکشند. بنابراین، هنگامی که دیوید می نویسد این مزمور, او در حال فرار است. او یک قهرمان جنگ که شده است به یک فراری تبدیل شده. پادشاه از مرگ دیوید شماره یک در فهرست خود را از اولویت های ساخته شده است. این دیوید علیه پادشاه و تمام ارتش خود را.

و بنابراین در اینجا در مزمور 142 ما پیدا دیوید, مخفی کردن در یک غار. او برای زندگی اش می ترسد, و آن را در آن پریشانی که او گریه می کند به خدا است.

من گریه با صدای بلند به خداوند; من بلند کردن صدای خود را نزد خداوند رحمت. من پور از شکایت من قبل از او; قبل از او من مشکل من بگویید. وقتی که روح من کم نور رشد می کند در درون من, این شما هستید که می دانید راه من است. در مسیر که در آن من مردان راه رفتن یک دام برای من پنهان کرده اند. نگاهی به راست من و ببینید;هیچ کس نگران برای من است. من هیچ پناه;هیچ کس اهمیت برای زندگی من است. من به شما گریه, ای پروردگار; 
من می گویم, "شما پناه من,بخش من در زمین زندگان. "گوش دادن به فریاد من,برای من در نیاز ناامید هستم; من از کسانی که از من دنبال نجات,برای آنها را برای من بیش از حد قوی هستند. مرا از زندان من رایگان, که من ممکن است نام خود را ستایش. در آن زمان نیکان درباره من دلیل خوبی خود را به من جمع آوری. (مزمور 142, NIV)

ما قصد داریم از طریق این متن راه رفتن. و ما قصد داریم به فکر می کنم در مورد چهار چیز خاص ما در مورد خدا، در این نماز از David. و همانطور که ما از طریق آن راه رفتن, خواهیم دید که حتی در زمان مشکل وحشتناک, ما می توانیم همه چیز ما به خدا نیاز پیدا کنید. اولین چیزی که ما می بینیم این است که خدا دوست ما در زمان مشکل است.

من. خدا دوست ما در زمان مشکل

a. خدا مراقبت

راه دیوید دعا می کند بر این فرض استوار است که خدا گوش. او فرض می کند که او یک رابطه با خدا و خدا در واقع در مورد آن چه که در زندگی خود اهمیت می دهد. این در واقع بسیار قابل توجه زمانی که شما در مورد آن فکر می کنم. خدای جهان در مورد این فراری چوپان مراقبت. مخالفان این نظریه ممکن است فکر می کنم که محبت خداوند در مورد مشکلات ما واقعا مهم نیست و یا بسیاری از تفاوت. چه کسی نیاز به یک دوست نامرئی, هنگامی که همه چیز در زندگی شما هرج و مرج است? اما آنها می شود بسیار اشتباه است. این واقعیت که خدا یک دوست است, که او مراقبت, می سازد همه تفاوت در جهان. یا این که آیا کسی در مورد مراقبت وضعیت خود را تغییر چگونه پاسخ آنها زمانی که شما آنها در مورد آن بگویید.

مثلا, چه اتفاقی خواهد افتاد اگر کابل من به بیرون رفت, و به جای فراخوانی شرکت کابل من به نام ارائه دهنده اینترنت من. خوب من می توانم پاسخ و آنها را با کابل من به همه از مسائل من. من می توانم آنها یادآوری چگونه من یک مشتری وفادار بوده ام, و تحت تاثیر قرار دادن آنها را چگونه وحشت زده من در این سرویس بی رحم هستم. اما من چون شماره را اشتباه به نام, آنها اهمیتی نمی دهند. و آنها در حال رفتن به تلاش برای انجام هر چیزی در مورد آن. در واقع من کاملا مطمئنم که آنها اهمیتی نمی دهند حتی زمانی که من عدد سمت راست پاسخ هستم, و آنها هرگز چیزی در مورد آن انجام, اما شما چه میگویم. آن مهم است یا نه کسی اهمیت میدهد.

حالا من می خواهم شما را به تصور آنچه در آن می مانند اگر خدا در مورد مشکلات ما اهمیت نمی. ما می توانیم گریه از خدا در تمام طول روز, اما آن را هر گونه تفاوت را در همه. دیوید بپرسید اگر آن مهم است که خدا مراقبت. نگاهی به آیه.

من گریه با صدای بلند به خداوند; من بلند کردن صدای خود را نزد خداوند رحمت. من پور از شکایت من قبل از او; قبل از او من مشکل من بگویید.

این یک مرد در معرض خطر فوری است. زندگی خود را در معرض خطر است. آن را مانند او در یک ساختمان در حال سوختن است. آن را مانند او در حال توسط اراذل و اوباش با اسلحه تعقیب. و او صادقانه با گریه از برای کمک. من می توانم دیوید در غار تصور, عرق کردن به عنوان او دعا می کند این دعا.

و به عنوان دیوید دعا می کند, او می داند که خدا دوست او است و او مراقبت. و این حقیقت درایوهای راه او دعا می کند.

او می داند که خدا در حال گوش دادن. در آیه شش نگاه. او می گوید, "برای من نومیدانه در نیاز من گوش دادن به فریاد من است." در حال حاضر من فکر نمی کنم این است که او تلاش خدا را متقاعد به آن را روشن و گوش دادن برای یک تغییر. دیوید می گوید این را بارها و بارها در مزامیر. من فکر می کنم دیوید می گوید, "شما وعده داده به گوش دادن به مردم خود را زمانی که ما به شما صحبت. بنابراین من می شنوید. من صحبت کردن در. "آن را مانند او ضربه زدن شد او بر روی شانه. پسندیدن, "خداوند, گوش دادن به معشوق خود را. من چیزی برای گفتن دارم."

دیوید در مورد سابقه خدا می دانستند. او می دانست که خدا عهد با این مردم ساخته شده بود. او می دانست که خدا وعده داده بود به با آنها باشد. او در مورد چگونه خداوند دعاهای آنها را شنیده بود می دانستند و آنها را بارها و بارها تحویل. و او انتظار می رود که این خدا او را این بار نیز شنیدن.

مسیحی, شما را با این دانش دعا? و یا اینکه شما تصور کنید شما فقط گفت کلمات? آیا شما با احساس مراقبت در نظر گرفته شده خدا دعا و برای تو را دوست دارم? نماز یک تعامل واقعی با خدا و یا شما فقط پرتاب کلمات به سقف? آیا این فقط یک آیین? این مهم است که خدا یکی از دوستان که مراقبت است.

ب. شکایت

ما می توانیم از راه دیوید دعا می کند یاد بگیرند. دیوید است که در واقع پخش شکایت خود را به خدا. در حال حاضر ما می دانیم که در کتاب مقدس خدا به ما فرمان گله نیست و شکایت. اما در اینجا دیوید ما نشان می دهد به راه راست به شکایات ما. او گله نیست و شکایت علیه خدا مانند بنی اسرائیل در بیابان. او در راه است که شخصیت و یا داوری خدا قرار می دهد به درخواست شکایت نیست. او خدا را محاکمه نمی.

او در واقع می کند مخالف. همانطور که خواهیم بعد از آن در مزمور نگاه کنید به دیوید تأکید خوبی خدا. آن را OK به هوا شکایت خود را به خدا, اما آن را با اعتماد به نفس کامل به او. آن را OK به خدا بگویید که شما با داشتن یک زمان خشن. اما زمانی که ما او را متهم به ناعادلانه بودن - چه با صدای بلند و یا در قلب ما - که زمانی که آن را گناه می شود.

اما نماز سخت است درک گاهی اوقات. یکی رپر, در یک آهنگ به نام خدای عزیز, صحبت در مورد نماز مثل این.

"من فکر می کنم او مشغول خط مدیر فروش / تماس با من دیوانه من فکر کردم شاید او می تواند ذهن به عنوان خوانده نگه دارید."

او به ارمغان می آورد تا به یک نقطه خوب. خدا حال حاضر می داند که شما چه فکر قبل از شما به او بگویید. اگر خدا همه چیز را می داند, چه نقطه ای از گفتن او را? آیا این فقط یک تمرین در رشته? این مرا اذیت وقتی مسیحیان در مورد نماز صحبت می کنید اگر هدف اصلی این است هماهنگی اراده خود را با خدا. که نادرست.

ما به او بگویید چون ما را می شنود, او در شنیدن از ما دلخوشیها, و او اهمیت می دهد و او همیشه در عشق پاسخ (بیشتر در بعد). اما لطفا مشکلات خود را به خدا. گریه کردن به او. برای خارج شکایت خود را. بلند کردن صدای خود را. یادگیری از دیوید در اینجا.

او نگه می دارد. در آنچه او در آیه سه می گوید نگاه.

وقتی که روح من کم نور رشد می کند در درون من, آن را به شما که می دانند راه من است. در مسیر که در آن من مردان راه رفتن یک دام برای من پنهان کرده اند.

ج. تله

همه جا دیوید نگاه, سائول پنهان تله برای او. دو بار او سعی کرد به او را بکشند که او چنگ برای او بازی. او یک نیزه به او انداخت و سعی کرد او را پین به دیوار. سائول به او دختر خود را به عمد, به عنوان یک دام به او. او سعی در متقاعد کردن پسرش, BFF دیوید, او را بکشند. و در حال حاضر شائول و ارتش خود را به دنبال او. این خطر در هر نوبت وجود دارد.

من می دانم که برخی از ما احساس ما می توانیم به دیوید اینجا مربوط. ما مثل بدون توجه به احساس که در آن ما به نوبه خود این مشکل وجود دارد. ما احساس کل زندگی ما یک ظرف غذا. به همین دلیل ما مضطرب هستید. این است چگونه دیوید احساس می کند.

اما او گفت که زمانی که روح خود را کم نور است, وقتی روح او ناتوان است, زمانی که او غرق, آن خدایی که راه خود را می داند. این خدا که می داند آنچه که او رفتن را از طریق.

در آیه چهار او نگه می دارد گفتن خدا در مورد چه خبر است.

نگاهی به راست من و ببینید; هیچ کس برای من نگران. من هیچ پناه;هیچ کس اهمیت برای زندگی من.

D. هیچ کس جز خدا

دیوید است از همسر خود جدا شده و از بهترین دوست خود جدا, جاناتان. او ناخواسته در پادشاهی. او احساس می کند مثل هیچ کس در مورد مراقبت از او, مثل هیچ کس می تواند او را نجات دهد. با این حال او در برابر خدا می رود. دیوید می داند خدا دوست خود است و که خدا از او مراقبت.

چه تفاوت که باعث می شود هنگامی که دوستان پشت خود را بر شما را تبدیل به. و خانواده از شما دوری. و همکاران در مورد شما مهم نیست. و همسایگان خود را حتی نمی دانم که شما. خدا شما را می داند و خدا برای شما اهمیت میدهد. خدا نماز خود را می شنود. خدا می داند که چگونه بسیاری از موهای سر خود را می. او می داند که درد و آشفتگی شما در حال تجربه. و در این مفهوم, اعتقاد به عیسی است هرگز به تنهایی.

اغلب ما زندگی ما تلاش می کنند با افراد دیگر متوجه می شود صرف, جلب توجه و احترام آنها. ما می خواهیم آنها را به ما توجه. خدا مراقبت! هیچ جزیره از راه دور و یا رها ساختمان که در آن مؤمن به تنهایی خواهد بود وجود دارد. خدا با شماست. و او شما را دوست دارد. و او مراقبت.

صادقانه, بدون خدا به عنوان دوست شما به شما خواهد بود رها. این امر می تواند افسرده اگر این مزمور اینجا به پایان رسید. و بسیاری از ابراز تاسف از جهان انجام پایان وجود دارد. اما دیوید می داند که حتی زمانی که او احساس میکند که بیشترین تنهایی و طردشدگی, خدا مراقبت. و او می داند که زمانی که او نیاز به کسی برای مراقبت از او, او باید به خدا اجرا.

بنابراین ما می توانیم همه چیز ما به خدا نیاز پیدا کنید, حتی زمانی که آن خشن. اما خداوند به عنوان دوست ما است که همه ما نیاز.

II. خدا آیا حفاظت از ما در زمان مشکل

a. پناه

من می خواهم توجه شما را به یک چیز بیشتر در آیه چهار می گوید. او می گوید, "من هیچ پناه." حالا وقتی که ما می شنویم پناه کلمه, ما به طور خودکار به این معنای استعاری رفتن. ما فکر می کنیم او به معنی او به هیچ کس برای اجرا به. این چیزی است که او به معنی در اینجا نیست. او به معنی من هیچ خانه. من هیچ سرپناه. من هیچ جایی برای خواب. من به معنای واقعی کلمه از لحاظ جسمی در معرض. او این اختیار را از چک کردن به یک متل ندارد 6. همین دلیل است که او مخفی شده در یک غار.

بنابراین ما می توانیم همه چیز ما به خدا نیاز پیدا کنید? آیا خدا می تواند یک خانه برای ما? در آیه پنج نگاه.

من به شما گریه, ای پروردگار; من می گویم, "شما پناه من,بخش من در زمین زندگان. "

نخست او گفت, من دوست ندارد, اما شما دوست من هستید. من کسی را ندارد به گوش دادن, اما شما به من گوش. من یک پرستار ندارد, اما شما مراقبت از من را. در حال حاضر او گفت, من هیچ سرپناه ندارد, اما شما پناهگاه من هستی. شما پناه من هستید.

در حالی که من در این خطبه مشغول به کار بود من واقعا در این آیه بزرگنمایی. من می خواستم آن را به ما بیش آیه فنجان قهوه ناز. این به چه واقعا در زندگی واقعی معنی?

ما در هفته گذشته در مزمور دیدم این زبان پناه 141 هم. و ما آن را ببینید بیش از کتاب مقدس. او ادعا نمی کنم که خدا پناه فیزیکی تحت اللفظی است. اما او می گوید در میان فقدان سرپناه فیزیکی, خدا نوع دیگری از پناهگاه برای او است. خدا پناه خود است.

به چه معنی است برای خدا به پناه خود را? من فکر می کنم این است که او حفاظت خود را از تمام چیزهایی که شما در جهان خارج را تهدید می کند. هر چند که ما خانه ما را به آسمان ها کمی خود ما بر روی زمین با راحتی و سرگرمی از همه نوع ساخته شده, حفاظت است که در اصل هدف از پناهگاه. آن را به ما محافظت از آسیب - از آب و هوا, از دزد, از حمله.

گوش دادن به آنچه دیوید می گوید در مزمور دیگر او نوشت در حالی که او در غار بود.

من مهربان باشد, ای خدا, من مهربان باشد, در شما روح من پناه می برد; در سایه بال خود را من پناه,تا طوفان از پاس تخریب توسط. (مزمور 57:1)

دیوید می گوید او در خدا پنهان خواهد شد. خدا حفاظت از خود را از نابودی است. به طور خاص, او گفت به خدا روح خود را پناه می برد. در عمیق ترین بخش از او چه کسی است, در هسته خود, او می یابد پناه خود را در خدا.

آیا خدا خود را امروز پناه? چه چیزی شما را اعتماد در برای حفاظت از? چه وجود دارد در زندگی شما, که اگر شما آن را از دست داده شما احساس قرار گرفتن در معرض و به تخریب باز? آیا پول خود را? آیا وضعیت خود را? بهتر است, که در آن شما در زمان مشکل اجرا? از کجا می توانید احساس امنیت? است آن را در آن رابطه و یا که کار? اگر چنین است, سپس آن را صدا مانند خدا پناه خود است.

ساخت خدا پناه خود وضعیت قلب است. این اعتماد عمیق به خدا به عنوان حفاظت از ما. آن را دانستن است که با خدا ما را امن هستند. دیوید می داند زندگی او در خطر است, و او مضطرب, در عین حال او احساس امنیت. چه مکان عجیب و غریب به, هنوز این جایی است که هر مؤمن در جهان کاهش یافته است باید خود را پیدا. پریشان, هنوز صلح آمیز. غمگین, در عین حال همیشه شادی.

حالا من و گفت, که به خاطر خدا به حفاظت ما است, او نمی خواهد به ما اجازه با هر آزمایش ضربه می شود? اصلا. در مورد آن فکر می کنم مثل این.

این ساعت مچی من امروز پوشیدن ضد آب است. البته این بدان معنا نیست که اگر من خارج در باران راه رفتن و یا آن را ترک بر در حالی که من شستن ظروف, آن را نمی خواهد خیس. چه آن معنا است که حتی اگر ساعت خیس, آن نابود خواهد شد. این شبیه برای مؤمن است. خدا وعده داده شده نیست تا ما را از بودن در یک طوفان را حفظ, اما او وعده داده که ما نابود خواهد شد. ما می توانیم توسط طوفان, اما ما نمی تواند نابود شود.

معنی آن چیست? رومیان 8 میسازد از همه چیز افتضاح ترین ما می توانید تصور اتفاق می افتد به ما, از جمله مرگ. و آن را می گوید حتی در میان همه این چیزها, ما بیش از فاتحان از طریق مسیح هستید که ما را دوست دارد. رومیان 8 همچنین به ما می گوید که همه چیز را به نوبه خود برای خوب از کسانی که خدا را دوست دارم و با توجه به هدف خود به نام.

بنابراین نگاه, به عنوان حفاظت ما, خدای ما، ما را از همه چیز محافظت که در پایان برای آسیب یا تخریب ما تبدیل خواهد شد. و است که باید آسایش ما. از آنجا که ما می دانیم که اگر او اجازه می دهد آن را به ما ضربه, آن را برای همیشه ما و برای شکوه و عظمت او. او حفاظت ما است. پس داود مانند, "چه کسی نیاز سرپناه فیزیکی, وقتی که من خدا را دارم!"خدا بزرگترین نیاز ما است, و هنگامی که که یک نیاز است ملاقات کرد, همه دیگران نگاه بسیار کوچکتر.

بنابراین دوباره من از جایی که شما در زمان مشکل اجرا? من هر دو مسیحیان درخواست امروز در اینجا و به غیر مسیحی. از کجا می توانید اجرا? بسیاری از ما در حال اجرا به چیزهایی که به اشتباه. ما در حال اجرا را به پناهگاه های کاذب. و به صداقت, که احمقانه. مهم نیست که چه که پناهگاه نادرست است, آن است که آیا یک شخص یا یک اعتیاد است - آن را خطرناک. پناهگاه کاذب به ما دروغ. به نظر می رسد امن, اما در پایان آنها فقط ما را ترک بیشتر در معرض. آنها ما را از نابودی محافظت نمی کند.

در تثنیه, موسی از خدا چگونه خواهد به بت پرستی مردم خود پاسخ صحبت می کند.

پس از آن او خواهد گفت, “خدایان خود که در آن [صحبت از بت های خود را], سنگ که در آن پناه برد… اجازه دهید آنها را می خیزند و به شما کمک کند; اجازه دهید آنها را حفاظت کنید.” (سفر تثنیه 32:37)

مردم خدا را توسط کشورهای دیگر مورد حمله قرار گرفتند, پناهگاه کاذب خود را - - و خدایان دروغین آنها امید خود را در قرار داده بودند قادر به محافظت از آنها نیست. اشتباه خود را ندارد.

همچنین, انجام اشتباه فکر شما فقط می توانید خدا را پناه خود را وقتی که آن زمان را. شما فقط می خواهید صبر کنید تا آن بد می شود و پس از آن شما را در خدا پنهان. که باعث می شود هیچ حس در همه. شما منتظر نیست تا زمانی که طوفان می آید برای ساخت یک خانه. شما در خانه زندگی می کنند, و شما در حال محافظت هنگامی که شروع به باران. شما لازم نیست که به وحشت زمانی که آن شروع می شود نم نم باران, زیرا شما در حال حاضر خود را در او پنهان. که با تبدیل از گناه و اعتماد به او آغاز می شود, که شما را از خشم صالح خود محافظت. و آن را با در حال اجرا به روز او را پس از روز پس از روز ادامه.

در حال حاضر که ما در مورد حفاظت خدا صحبت, ما می توانیم این واقعیت است که چند روز پیش یک چیز وحشتناک در نیوزیلند اتفاق افتاده چشم پوشی نیست, کانکتیکات. یکی دیگر از این حملات جمعی در یک مدرسه. این بچه ها بسیار جوان پنج و شش ساله بود. که باید ما را خشم و ما غمگین. و تراژدی مثل این مردم را سوال بپرسید.

مسیحی, چه می خواهید برای گفتن به دوست شما در محل کار که می گوید, "خدا کجاست خود را در میان این? چرا او محافظت از آن بچه های بی گناه را? چرا او اجازه دادیم که اتفاق می افتد?"نظر شما به آن می گویند?

چه بگویم? من فکر می کنم من می خواهم بگویم, من نمی دانم. چرا من نه به جای? من نمی دانم. من نمی خواهم به برخی از پاسخ فلسفی در مورد مسئله شر. هیچ کس می خواهد به شنیدن این که. من فکر می کنم من فقط می گویند من نمی دانم که چرا, اما من خدا را می شناسید. و او خوب. خدا به ما تمام جزئیات در مورد گفت که چرا او اجازه می دهد تا کارهای معینی, اما او به ما گفت آنچه که او مانند. ما می دانیم که او خوب است, و عاقلانه, و کامل. او در حال حاضر ثابت شده است که. بنابراین من می توانید انجام دهید این است اعتماد او, دعا برای قربانیان, و به یاد داشته باشید که هیچ وضعیت وحشتناک که ما نمی توانیم به خدا اجرا است.

از آنجا که حتی در بسیاری از دردناک قلب از شرایط, ما می توانیم همه چیز ما به خدا نیاز پیدا کنید. او دوست ما و محافظ ما است, اما بیشتر وجود دارد.

III. خدا گنج ما در زمان مشکل است

من به شما گریه, ای پروردگار;
 من می گویم, "شما پناه من,بخش من در زمین زندگان. "

a. بخش

دیوید خواستار خدا بخش خود. این بخش کلمه به این معنی سهم. بنابراین این می تواند به سهم خود از ارث اشاره - بخش خود را از آنچه پشت سر گذاشته شد. این می تواند یک پاداش خاص که حق شماست معنی. بنابراین در شرایط فعلی خود, دیوید چیزی. او دور از خانه خود و دیگر در فیض خوب پادشاه.

بنابراین او گفت, "من یک بخش نیست, ارث, یک پاداش. خداوند, شما پاداش من هستید. شما گنج من هستید. تو همه چیز من هستی!"آیا خدا همه چیز او بود.

من و همسرم به تماشای این مستند در ESPN این هفته به نام شکست. این مستند در مورد ورزشکارانی که در یک زمان میلیونرهای بود, اما بر داشت خود را کاملا شکست. برخی از این بچه ها به معنای واقعی کلمه صدها میلیون ساخته شده, اما این همه در خانه منفجر, ماشین ها, لباس ها, و یک سبک زندگی گران. آنها به عنوان اگر همه چیز زندگی می کردند, اموال, مواد گنجینه خود. و زمانی که آنها همه آن را از دست داده, آنها نمی دانستند که چه باید بکنید. سهم خود را رفته بود.

پس از آن یک پسر مثل پولس رسول وجود دارد. چه کسی در فیلیپیان می گوید او به دست به محتوا, آیا او غنی یا فقیر او. آیا شما می خواهید بدانید که راز? او می دانست که همه او واقعا نیاز مسیح بود. همه او می خواست مسیح بود. او مایل به همه چیز دور انداختن که او ممکن است مسیح بود. خدا گنج خود بود. آیا شما نمی خواهید برای رسیدن به آن نقطه?

یک اره. توزر آن را در کتاب خود در جستجوی خدا قرار داده, "مردی که خدا برای گنج خود را دارد همه چیز در یک."

ب. شادی در پول نه بر اساس

در پرتو این, شادی ما نمی تواند مشروط به حساب های بانکی ما. شادی و آرامش ما نمی تواند بالا و پایین با مالی پایدار ما احساس می کنیم, که وسوسه گاهی اوقات. ما نیاز به نوع سنگ اعتماد به نفس جامد در خدا, که سخت کار می کند به ارائه, اما این نیز اعتماد خدا را بیشتر از پول. شما می توانید در پول اعتماد, اما این یک ایده بد است. است هیچ مقدار از پول است که می تواند دمیده می شود یا به سرقت رفته وجود دارد. پول نمی خواهد آخرین, اما خدا. او باید گنج ما, حتی در زمان مشکل.

چگونه می توانید انجام دهید کار خود را در راه است که خدا بر سر پول در اولویت قرار? آیا میل و پیگیری از پول خود را, را تعقیب خود را از خدا نگاه لنگ و بدون زرق و برق? اگر چنین است, خدا ممکن است واقعا گنج خود را. شما نمی توانید او را به عنوان پاداش واقعی خود را ببینید.

در حال حاضر گفت که خدا تمام است که ما واقعا نیاز است که می گویند تمام نیازهای دیگر ما ناپدید می شوند. و این است که یک تماس به شروع به غفلت تمام نیازهای دیگر خود را نمی. اما از آن است یک تماس به بیشتر بستگی به بزرگترین نیاز خود را.

ج. سرزمین زندگی

شما متوجه است که دیوید می گوید خدا بخش خود را در زمین زندگان است. او گفت خدا به من و همه است که من نیاز در حال حاضر در این زندگی. بنابراین او گفت: نه خدا تنها گنج خود را در زندگی بعدی است. او گفت در حال حاضر, خدا همه من نیاز است.

من می دانم که برخی از ما وجود دارد کلیک در اینجا اکنون که همه چیز را ما می خواهیم نیست, و شاید همه چیز نیست ما نیاز. اما اگر شما خدا را, تشویق شوند. و خدا را شکر که بیشترین نیاز را قبلا در مسیح ملاقات.

حتی زمانی که ما احساس ما فاقد, ما می توانیم همه چیز ما در مسیح نیاز پیدا کنید.

IV. خدا نجات ما در زمان مشکل

a. ابرقهرمان

فیلم ابرقهرمان یک معامله بزرگ در حال حاضر. هر روز شما نگاه کردن یک فیلم ابرقهرمان جدید وجود دارد. خدمتکار, ابر مرد, مرد عنکبوتی, Monkeyman ... فقط دیدن اگر شما هنوز هم توجه شد. سپس شما باید انواع دیگری از فیلم مانند گرفته شده و جیمز باند. ما دوست داریم این نوع از فیلم, چرا که ما با بزرگتر از زندگی قهرمانان که می توانید روز را نجات دهد زمانی که همه به نظر می رسد درمانده مجذوب. خب دیوید رنگ یک تصویر مشابه در اینجا خدا. در آیه شش نگاه.

گوش دادن به فریاد من,برای من در نیاز ناامید هستم;من از کسانی که از من دنبال نجات, برای آنها را برای من بیش از حد قوی هستند.

ب. نیاز مبرم

دیوید دوباره گفتن است خدا چگونه او احساس. او نومیدانه در نیاز است. دیوید است در پایان از خود. چیزی که او یا هر کس دیگری می توانید انجام دهید تا او را نجات وجود دارد. او در مشکل. و آن را در این مشکل که او را به خدا می رود. یک بار دیگر دیوید می داند در مورد خدا. او می داند که خدا غیر ممکن می کند. او در حال حاضر دیده خدا غیر ممکن است در زندگی خود با برخی از جنگ های او مبارزه می خواهم. اگر خدا می تواند خرس را, و غول, و ارتش را به دست خود, پس مطمئنا او می تواند او را از یک پادشاه خود وسواس ارائه.

اما نگاه کن, شما برای چیزی بپرسید اگر شما نمی دانید که شما نیاز دارید. پسر من گریه می کند برای مواد غذایی, چرا که او احساس می کند که گرسنگی و می داند که او به غذا نیاز دارد. دیوید احساس می کند که نیاز مبرم و او را به گریه از خدا. او می داند که کسانی که او را دنبال برای او بیش از حد قوی هستند. او می دانست که فقط خدا می تواند او را به صورت رایگان در این وضعیت خاص تنظیم.

و شما متوجه چگونه دیوید می پرسد. دیوید بپرسید نه به عنوان اگر او به این کمک با عنوان. در آیه یکی از او می گوید او به درخواست "رحمت." او درخواست که او نمی خواهد از آنچه که او سزاوار, اما به جای چیزی که او را سزاوار نیست: رهایی. و همه از دعاهای ما باید همان. فروتنی شناخت که شما خیلی ضعیفی. ما هیچ چیز را سزاوار نیست. اما ما در حال خدا بخواهیم شکر خدا ما را.

اغلب از خودم می پرسم چگونه من می توانم یک دوست که در یک موقعیت شبیه به این کمک. بدیهی است, من نمی خواهم فقط می گویند "خدا کافی است" و تحقیر وضعیت خود را. تنها چیزی که من می دانم انجام دهید این است کمک به آنها را به محل که در آن دیوید است. به عنوان یک کلیسا این ترتیب ما می توانیم هر یک از دیگر در زمان نیاز از جان گذشته در خدمت. راهنما آنها را به پایان خود زمانی که آنها نیاز خود را برای او را تشخیص و اعتماد او را بیشتر. دعا برای آنها, عاشقشونم. اغلب این همه ما می توانیم انجام.

ج. فرمان برای درخواست کمک

این امر می تواند احمقانه برای دیوید به نظر در حال اجرا به هر کس دیگری, زمانی که این وضعیت به وضوح از او بود, و دیگران کنترل. همان درست است از ما است, در عین حال ما اجرا جاهای دیگر گاهی اوقات. اما ما را به آمدن به او.

…پاسخ بر من در روز تنگی; من به شما ارائه, و شما به من افتخار. (مزمور 50:15)

خود خدا و بیش از بیش به عنوان ارائه نشان می دهد دوباره در کتاب مقدس. چگونه در مورد آنچه خدا در دریای سرخ بود? چه در زندگی یوسف? آنچه در مورد جنگ های بی شماری? زمانی که همه به نظر می رسد غیر ممکن, خدا هنوز هم می تواند ارائه. هیچ دشمن که مشروع می تواند در برابر او ایستاده وجود دارد. ارتش سقوط بیش از, کوه تعظیم, و باد و موج در حضور او متوقف. و سابقه او باور نکردنی است. او حتی به طول های بزرگ رفت و به ما را از گناه.

D. انجیل

نماز در این مزمور, به رنج و ضرورت آن, مرا به یاد نماز دیگری در کتاب مقدس. در حقیقت, نمازگزار از بستگان خیلی بعد از انسان را از که این مزمور نوشت. مرا به یاد نماز عیسی در باغ جتسیمانی. عیسی می داند او به صلیب. و او پنجه نرم می کند با خدا, و اساسا از او می پرسد اگر راه دیگری هم هست. او می خواهد از درد است که جلوتر از او بود تحویل داده می شود. غم و اندوه خود را عمیق که خون عرق بود.

خدا عیسی را از درد و غیر قابل تصور درد و رنج که جلوتر از او بود ارائه نمی. و عیسی را فرار امتحان کنید. او می دانست که این چیزی بود که او آمد به انجام. عیسی بر روی صلیب درگذشت. و هنگامی که عیسی آویزان بر روی صلیب که, او درد و رنج به طوری که نه من و تو مجبور به. او از مجازات گناهان که او مرتکب نشده. او یک زندگی ایده آل زندگی می کردند, او تا به حال جرم نیست خدا. او دیوید را دوست ندارد, یا شما, یا من. ما گناهکاران که خدا مقدس جرم اید. او یک گناهکار نیست, با این حال او مرگ یک گناهکار که صلیب مرد. او به مرگ داده شد, به طوری که ما می تواند تحویل.

و او ما را به نام, برای ارائه خودمان نیست, اما به اعتماد به قهرمان که به ما. ما لازم نیست که به پیروزی در این نبرد, ما فقط به کسی که در حال حاضر دارای چسبیده. ایمان آوردن به او. بهش اعتماد کن. به زندگی خود را به او.

حقیقت این است که, اگر شما واقعا در مسیح اعتماد نیست, خدا دوست شما در زمان مشکل نیست. او حفاظت وعده داده شده نیست. او وعده داده شده نیست به گنج خود را و یا ارائه خود را. مسیحیان از طریق بار مشکل رفتن, اما داستان ما به پایان می رسد با نجات. آیا شما?

E. به همین دلیل برای رهایی

مرا از زندان من رایگان,که من ممکن است نام خود را ستایش. در آن زمان نیکان درباره من دلیل خوبی خود را به من جمع آوری.

در اینجا او روشن می سازد که چرا او می خواهد به تحویل داده می شود, چرا او می خواهد به مجموعه به صورت رایگان - زیرا او می خواهد خدا به ستایش به عنوان ارائه او. او این را به عنوان یکی دیگر از فرصت به خدا خود را نشان می دهد.

مسیحی, شما چه جوابی که خدا به شما تحویل داده? من می توانم از فکر می کنم بسیاری از, چند بار وقتی که من در پریشانی احساس و با خدا رحمت التماس کرد. من احساس آن را به معنای واقعی کلمه از پایان جهان بود. و خدا دعای من پاسخ. و من خیلی خوشحال بود. و من کاملا در مورد خدا را فراموش. من او را ستایش نیست. من او را افتخار نیست. من در مورد او فراموش. و حتی در مورد آنچه که او انجام فراموش, که به نظر می رسد پوچ.

وقتی که من بچه کوچک بود, برجسته از سال کریسمس من بود. و روز تولد من در این زمان بود پس از آن فوق العاده ویژه بود. در این مرحله در زندگی شما خیلی زیادی ندارد. شما cheerios کردم, شما چرت زدن روبرو کردم, و شما رو کریسمس. من آگهی های بازرگانی چرخ بزرگ در تلویزیون دیدم و با خودم گفتم, "من باید آن را دارند." من یک چرخ بزرگ کردم. و من فکر می کنم شاید اشک شادی.

در حال حاضر آن را نمی عجیب و غریب بود اگر من برای که برای ماه ها و ماه خواست, اما زمانی که من به مدرسه کردم و مردم از من پرسید که چه من کردم, من را فراموش کرده به ذکر است آن? چقدر عجیب است, که ما می توانیم با خدا اعتراف به ما رحم کن, اما روز بعد فراموش که اگر آن را هرگز اتفاق افتاده است?

ما باید انجام هر کاری که طول می کشد تا به یاد داشته باشید رحمت خدا و پرورش قلب سپاسگزار, آیا آن را یادداشتهای یا دعا با دیگران. انجام هر کاری که طول می کشد.

در پایان از مزمور, دیوید می گوید صالح به جمع آوری در مورد او. او بدان معنی است که او خدا را ستایش برای خوبی او, مؤمنان جز او ملحق خواهد شد. این چیزی است که ما در شب یکشنبه را به عنوان ما این شهادت را از فضل به اشتراک بگذارید. ما خوبی خدا را بشنود و ما اطراف یک دیگر جمع می شدند و با هم ستایش. چه یک ارائه بزرگ.

هیچ وضعیت وحشتناک که خدا قادر به ارائه شما وجود دارد. هنگامی که هیچ کس نمی تواند به شما تحویل, خدا ارائه خود را است. اجرا به او.

من به عنوان یک بچه به یاد داشته باشید, فکر که پدر و مادر من می تواند همه چیز را حل کند. این واقعا مهم نیست که چه اتفاقی افتاده است, مامان و بابا می تواند آن را تعمیر. من نمی خواهم که از رفتن به خانه همسایه خواب, و یا تماس با یک نسبی. من فقط به بابا و مامان رفت, چون آنها به من کردم. من نمی دانم که چگونه, اما من می دانستم که آنها به من حال.

ما نیاز به این نوع از ایمان کودکانه. نوع ایمان است که فرض, بدون توجه به آنچه مشکل, من می توانم به خدا برای آنچه که من نیاز به. بیا دعا کنیم.

سهام

1 اظهار نظر