افزایش کتاب گزیده ای: 7:00 صبح. منطق

من پانزده سال سن داشت و زندگی من در حال پشت و رو شد. نام من ... است و ظاهر تغییر نکرده است, اما هر چیز دیگری در مورد من بود. من یک فرد کاملا متفاوت بود از من یک یا دو سال پیش بود. منظورم این نیست مثل زمانی که مردم به دانشگاه و رفتن دوباره ایجاد خود را با نام مستعار و شخصیت های جدید; منظورم این است که چیزی قابل توجهی در درون من رفته بود. من یک مسیحی تبدیل شده بود. من احساس جدید. من احساس زنده.

من احساس خیلی خوب است که من تا به حال به آن را اعلام به هر کسی که گوش دادن به, به خصوص نزدیک ترین دوستان و خانواده ام. همه متفاوت به تغییر در من بعضی ها با شادی پاسخ, دیگران با مقاومت است، اما یک مکالمه همواره ایستاده بود به من.

من با یک مرد مسن تر که من تا حد زیادی احترام صحبت شد, هیجان زده به توضیح طرح بازی من برای احترام به خدا با زندگی من, به طور خاص پاکی جنسی من. من سعی کردم به آرامش در مورد آن, اما همیشه سخت است نگه هیجان من در بود. به عنوان کلمات از زبان من افتاده در یک سرعت غیر طبیعی, من حس کردم که او به عنوان هیجان زده بود که من. او در تلاش بود برای گوش دادن بی سر و صدا, اما بیان صورت خود را پاسخ قبل از دهان او یک شانس بود. او در نیمه راه خوشحال و در نیمه راه نگران به نظر می رسید.

او یک نگاه اشتباه به من داد و با آرامش پرسید, "چرا می زندگی خیلی جدی, مرد جوان? چرا سعی تا سخت به انجام همه چیز را درست? جوانان زمانی است که شما میکشید تا مقدار زیادی, و که خوب. فقط خودتان لذت ببرید, یادگیری از کسانی که اشتباهات, و جدی که پیر شدی. "

من شگفت زده شد. برخی ممکن است که مشاوره به عنوان رهایی بخش و صادقانه گرفته, اما این که چگونه آن را به من احساس نمی. این احساس محدود و گمراه کننده. من می دانستم که آنچه او گفت اشتباه بود, اما من یک مسیحی بود و من نمی توانستم کاملا آن را به کلمات.

من در آن تجربه برای یک مدت طولانی منعکس, اما به جای کاستن آتش من, من فکر می کنم آن را تبدیل کردن گرما. من چیز زیادی در آن زمان نمی دانست, اما من می دانستم که من نمی توانستم فقط در اطراف نشسته و منتظر. من تا به حال به بلند شدن و زندگی.

منطق معیوب ما

بیدار شدن از خواب حداقل بخش مورد علاقه من از هر روز است. این است که من یک روز جدید را با فرصت های جدید را درک نمی, اما بیرون آمدن از رختخواب فقط نظر می رسد هرگز جذاب. همیشه. هنگامی که آن را یازده شب, گرفتن در بستر تنها بخشی عادی از روز من است. اما زمانی که آن را هفت صبح, ماندن در رختخواب مثل برنده قرعه کشی.

اگر شما در آی فون من نگاه, شما خواهید دید که, با ناراحتی, من در مورد شانزده تنظیم آلارم در افزایش پانزده دقیقه شروع درست قبل 7:00 صبح. چرا? از آنجا که تقریبا هیچ شانسی وجود دارد من بعد از زنگ سیزدهم تا. این سه عدد بعدی چهارده, پانزده, و شانزده تنها شانس من در واقع در روز.

گاهی اوقات من فکر می کنم من می توانم خودم از هر چیزی در آن برای اولین بار از دقیقه کسل کننده از هر روز صبح را متقاعد. این در بدترین حالت خود در طول سال کالج من بود, هنگام بالا رفتن از خارج شدن از رختخواب در صبح احساس صعود به قله اورست را بدون هر گونه پاها. من می توانم خودم انواع دروغ, پسندیدن, "آره, شما باید به کلاس رفتن, اما آن را واقعا مهم?"و یا" من می دانم که شما در اواخر هر روز برای سه هفته گذشته بوده است, اما آنچه روز دیگر?"و یا" شاید دوست من را به آزمون برای من. آن را به ارزش خطر است. "غم, میدانم. این چیزی است که من پاسخ 7:00 صبح. منطق.

دروغ به خودم می گفتم این بود که ماندن در رختخواب می تواند خوب برای من. به نحوی اضافی پنج دقیقه یا یک ساعت فوق العاده زندگی من بهبود. وقتی که من بیدار هستم به نظر می رسد احمقانه, اما در آن لحظات اول هر روز به نظر می رسد کاملا منطقی.

می توانید تصور کنید آنچه را که جهان را می خواهم اگر هیچ کس تا شود تا زمانی که مانند آن را احساس? کسب و کار خواهد برابر, مدارس را رنج می برند, دولت خواهد بود حتی پر هرج و مرج بیش از آن در حال حاضر است. هیچ کس زمان کافی برای انجام کار خود را به خوبی داشته; توسط همه زمان بیدار, نیم روز می شود رفته. حقیقت این است که, مهم نیست چه زمانی که شما تصمیم به از خواب خود را افزایش, شما فقط بیست و چهار ساعت برای کار با اند. هدف قرار دادن دکمه چرت زدن می کند در واقع شما هر زمان اضافی از خرید. کار خود را نه تنها می خواهد انجام.

متاسفانه, بسیاری از ما به تصویب رسید 7:00 صبح. منطق به عنوان یک روش زندگی. ما گاهی اوقات آن را پاسخ تعویق. ما یه کاری در لحظه احساس نمی, بنابراین ما تصمیم به آن را قرار داده تا زمانی که بعد. گاهی اوقات ما آن را با چیزهای کوچک, مانند گرفتن سطل زباله, مطالعه برای یک امتحان, پاسخ کار ایمیل, یا بازگشت تماس تلفنی مامان.

اما تعلل در واقع هر چیزی را حل نمی کند, پس از آن یک ایده بد برای به تاخیر انداختن کارهای روزانه تا آخرین لحظه است. این یک ایده حتی بدتر برای به تاخیر انداختن زندگی خود را.

چه انتظاری دارید?

اجازه دهید صادقانه باشد. فرهنگ ما معمولا خیلی انتظار نیست از افراد تا زمانی که آنها قدیمی. (من جلوگیری از توهین به هر کسی و اجازه دهید قدیمی تعریف می کنید.) با توجه به بسیاری از, جوانان است که برای مسئولیت بزرگ و یا انتظار نمی. میگویند, "شما بار مسئولیت برای بقیه عمر خود را تحمل, بنابراین لذت بردن از جوانان خود را در حالی که شما می توانید!"مردم به نظر می رسد به ما انتظار را به تمام زندگی به آرامی تا زمانی که ما در رسیدن به آن جادویی, سن دلخواه از مسئولیت. آیا هجده? آیا بیست و یک? آیا سی? حدس شما به خوبی حدس من است.

من یک گفتگو با یک خدمتکار در Phoenix حال خیلی مدت قبل یک شب نیست. او از من بسیار جوان نیست, احتمالا در اوایل بیست سالگی خود. او واقعا دوستانه از لحظه ای که نشستم بود, و ما به پایان رسید تا داشتن یک مکالمه خوب. من از او پرسیدم به تمام سوالات کوچک بحث معمول: شما اهل کجا هستید? چه مدت شما در اینجا کار کرده? شما را در مواد غذایی من تف?

همانطور که او به سوالات من پاسخ, روشن بود که او را به خریده 7:00 صبح. منطق. او به من گفت که او تنها در Phoenix برای چند ماه زندگی کرده بود. او پیش از آن در نوادا بود, قبل از آن کالیفرنیا, و قبل از آن او در ساحل شرق زندگی می کردند. در این مرحله من شروع خودم می پرسم چگونه من می خواهم او را به یک هنرمند طرح پلیس توصیف, فقط در مورد او فراری از نوعی بود.

اما زمانی که من از او پرسیدم که چرا او به اطراف می رفت خیلی, اینجا چیزی است که او به من گفت: "فقط به خاطر. من نمی خواهم در یک مکان ثابت میمانند و در یک دسته از مسئولیت. من جوان هستم, مرد. از آن زمان من فقط به اکتشاف است, نمی شود را با یک دسته از تعهدات گرفتار. چه کسی می داند, شاید من خودم پیدا کنید. "

من غمگین اما پاسخ خود را شگفت زده نمی شد. البته هیچ مشکلی با حال حرکت بسیاری و یا کشف خود وجود دارد, اما یک فصل در دهه بیست سالگی یا اوایل ما حتی ما نوجوانان، زمانی که زندگی واقعا مهم نیست وجود دارد? ما باید دست نگه دارند در تمام اعتقادات, تعهدات, و جدیت تا بعد?

می تواند شما را به آن اعتماد?

من یک آهنگ شنیده روز دیگر که این دیدگاه کاملا اسیر. شعر رفت, "ما خوشحال, رایگان, سردرگم, و تنها در همان زمان. "

من می دانم که در نظر گرفتن تیلور سویفت است به خوبی برای مردم در گذشته از بین رفته اند (نیاز دارم به شما در مورد وست Kanye یادآوری?). اما من حاضر به قبول خطر و بررسی آنچه او در آهنگ او می گوید هستم "22." من می دانم آن را فقط یک آهنگ سرگرم کننده است, بنابراین من نمی خواهم به آن overanalyze. من فکر می کنم او با موفقیت به احساسات شنوندگان او و روح از سن اسیر. اما چشم انداز همه اشتباه است.

چه مفهومی داره, به عنوان او در این ترانه می گوید, به "احساس بیست و دو"? آهنگ جشن نوع بی خیال, سبک, و جوانی آسان است که بسیاری از ما در مورد خواب. متاسفانه, نشان می دهد که این شادی و آزادی در اشتباه پیدا شده است, سرگردان گاهی اوقات بدبختی. هیچ جهت وجود ندارد, هیچ سرگرم کننده مسئولیت فقط پر هرج و مرج. خودشه 7:00 صبح. منطق دوباره. که زمان برای زندگی زمانی که شما احساس بیست و دو? سویفت این دیدگاه را ندارد تا; ما این منطق را فروخته شده است بارها و بارها. اما می توانید آن اعتماد کرد?

یا نه این 7:00 صبح. منطق قابل اعتماد است بستگی دارد که شما و آنچه شما برای ایجاد شد. اگر شما تنها برای خود رضایت و لذت بردن ایجاد شد, پس از آن قرار دادن زندگی واقعی تا بعد ممکن است بهترین انتخاب. اگر شما چیزی بیش از یک نفر دیگر به دنبال برای خودتان, پس از آن منطق است که گارسون جوان ممکن است خیلی به نظر می رسد. شما می توانید تا بعد صبر را از خواب بیدار اگر شما می خواهید. اما اگر شما چیزی بیش از ایجاد شد?

*این گزیده ای از فصل اول کتاب جدید سفر است, بالا آمدن. Don’t forget, زمانی که شما قبل از سفارش ظهور توسط ژانویه 26, شما یک دسته از هدیه به صورت رایگان دریافت کنید, including a bonus track that didn’t make it on the album. در اینجا تمام جزئیات را برای استفاده از هدیه خود را: http://risebook.tv/preorder

سهام

18 نظرات

  1. teclaپاسخ

    woow thanks alot Mr Trip Lee for thisI made this resolution for 2015 that every night I will wake up at 3 and true I always wake up but am not sure I pray I usually comfort myself by saying the year is still young I mean people are still sending the happy new year greetings then I think am just 20 let me wait when am 30 and have a family, بچه ها, a job and a husband then I will have alot to pray forbut thanks for this piece how I wish I can get the whole book too sounds very informative. .. anyway God bless you !! :-)

  2. Yolanda Delacerdaپاسخ

    This is absolutely who I am RIGHT NOW! با ناراحتی, but no need to hide. I am a single mom, full time student, own a small business, currently a staff leader for a church we planted in September 2014 (staff unpaid), and work part time at a safe home for teenage girls who are victims of sex trafficking and yes even after reading what I do I am sure you’re already exhausted! I dare myself every night before bed to wake up at least by 5:00 صبح. and set all my alarms..(yes ALL I mean the five on my phone and then the one that has a connection)always to 5:45, 6:00, 6:15, 6:30, و 6:45…what time do you think I woke up today?!? 7:00!!! بله, I know I am so lazyBut really I am tiredmaybe too much on my plate, so I am going to cut some things down currently, but ultimately your post is so true. I would be way more productive in everything I’m involved in, most importantly I could give more time to God. How silly really it is to waste such precious time. به عنوان یک 25 year old( من هستم 25) or even as a 30 یا 40 year old we should be living everyday with a purpose because we have one, to live every day not wasted and to share His word and embrace every moment possible to grow in Him through our every day life. Thanks for sharing and looking forward to your concert in Orlando!!!

  3. Mindyپاسخ

    This post came at a perfect time, as my new year’s resolution was to be more disciplined, more specifically to wake up early and be in the Word every day so that my life is continually transformed by it. Thank you for the encouragement!

  4. ارادهپاسخ

    خدا خوب است. In the past weeks before school started back for my 5 year old son and he returned home from being with his mom for the holidays (even summer) every morning its ‘I’ll wake up in 20 mins,’ or whatever the excuse may be and hit the snooze button. Man before I got up for work I had already planned my entire day out and convinced myself as to why this extra sleep would help but every single time it would hurt me to stay in bed rather than help. A lot has happened in 2014 and I hit rock bottom bad! I’m just thankful God has shown me his mercy and grace to rebuild my life and start over and find the purpose he has for me on this earth because I don’t deserve it. Being more and more consistent in reading the word and understanding the our Lord and Savior Jesus is the living word it tells us that laziness, sleep, و غیره. will all lead to poverty, misfortune, and even death. A lot of sin has plagued my life and being lazy, getting that little extra sleep has held me back from the life God has for me. Nowadays I wake up 20 یا 30 mins before my alarm and hear that voice telling me ‘get up start early’, or even at work ‘don’t put this off do it now, put more effort into what your doing you can do better.I have fought the Lord for too long and I see doing things my way is going to put me in an early grave. I’m still not where I wanna be but have learned to give in to the spirit and just listen no matter what I am being steered to do but I’m human and I have the urge to go back to my ways. I’m afraid of letting God down, I don’t think I can fulfill his purpose for my creation, yea I’m doing better today or right now, but can I be consistent everyday all day God-willing and do my part as a Christian. Its exciting to read and learn but for me it has been scary to think I can do what God wants consistently and I go back to I’ll get with ya God tomorrow because I messed up today. Man my friend pushed me a long time ago to change what I listen to and I promise I just started listening to you Trip for a week now and you have already been an influence on my life man. I appreciate it and apologize for the long post just gotta tell ya thank you for your music and the excerpt above it’s all adding to my testimony that God is real and even though I feel lonely being a single father here in this big state of Georgia with so many people, God will work through others whether they’re arms reach or you never meet em to steer me in the right direction.

  5. Leonel Arceپاسخ

    Your a talented artist my brother I look up to you I’m25 going to be 26 this May so I hope GOD uses me in a mighty way for his GLORY and riches plus i would like to do what you and other artist do preach the GOSPEL in a way that it doesn’t sound so religious and folks turn around and walk away but can be renewed and transformed and changed for the better because that inner voice that speaks within us telling those out there, there are those like us seeking of our purpose on what GOD wants and needs from us. Thanks for making this book can’t wait to get it I’m starting to like it already!

  6. جوئلپاسخ

    “اگر شما در آی فون من نگاه, شما خواهید دید که, با ناراحتی, من در مورد شانزده تنظیم آلارم در افزایش پانزده دقیقه شروع درست قبل 7:00 صبح. چرا? از آنجا که تقریبا هیچ شانسی وجود دارد من بعد از زنگ سیزدهم تا. این سه عدد بعدی چهارده, پانزده, and sixteen—are my only chance to actually have a day.

    Haha. So true. I have the same problem. چیزهای خوب. I’m looking forward to the reading the book!

  7. جانپاسخ

    Encouraged. I hit the snooze button may too many times. I want to live a life that points to a good God. I need to pray and get a plan soon. متشکرم, TL.

  8. JoAnnaپاسخ

    this is so true and profound. Have been struggling with the 7:00 a.m logic especially since starting university where it has become even more difficult to wake up in time.

  9. Melyssaپاسخ

    im not joking, I needed to read this so badly right now. I’m getting ready to go to a different country for a year to do missions and tell people about JESUS, but the days leading up my leaving (which are now only 9,) have been full of me in the 7:00am logic. The thing is, گرچه, that every morning when I don’t wake up and I end up sleeping entirely too late, I am so upset at myself! I know I have this 7:00am logic, but I’m not okay with it. I just don’t know what to do to change it. It seems like even when I truly do try, I still fail. با تشکر برای نوشتن این, سفر. I am challenged.

  10. Brian Anthonyپاسخ

    خدا را سپاس! Can’t wait to read your new bookI recently had a heart transplant on 9/29/14, and I thanked God everyday for His blessing, my point, like your last book theGood Lifewe tend to put or faith and trust in the wrong things.. خدا برکت دهد! #نامرد #116 #DontQuit #CantwaittoreadRise

  11. Domeanicaپاسخ

    Thank you for allowing me to dive into this excerpt from your new book. I do believe this will enlighten our culture and even start a conversation. I know some younger christians that will definitely appreciate this honest perspective as well. God bless and pray nothing, but blessings in this endeavor.

  12. Burtonپاسخ

    Hmmm, 7:00 am logicI cannot say I’m NOT like this! Reading this made me think back to all the times that I wake up, look at the time, and say, “6:00? I think my first decision of the day will beto go back to sleep.I love my sleep! Not addicted, but don’t disturb me. I should instead say, “6:00? I think my first decision of the day will be to read God’s Word and pray.Thank you Trip for sharing this. So excited for your book, I’ve already pre-ordered it!

  13. کسی را دست انداختنپاسخ

    Powerful stuff Trip. Thanks for sharing what the Lord has put on your heart in this regard. Your ministry is a blessing to many, Lord bless.

  14. Emmanuella Jamesپاسخ

    Such a lovely post. I am such a big fan of your music. It inspired me soo much. Finding out that you are both a blogger and writer was mind-blowing, since I’m both and have been looking for someone to look up to. I really wish I could get a copy of your book.